جستجو

تبلیغات



قلب...

    اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است …
    قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس . اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد! آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه …

    ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است…

    هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری ؟! و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع ..

    این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید ..
    تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی وکاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش …

    برگرفته از کتاب «در سینه‌ات نهنگی می‌‌تپد» – عرفان نظر آهاری


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 27 مرداد 1395
    منبع
    برچسب ها : ماهی ,سینه ,نهنگی ,دریا ,ماهی کوچکی ,
    قلب...

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 5 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر